کتابخانه عمومی کاظم اخوان رباط کریم
بولتن اطلاع رسانی کتابخانه عمومی جاویدالاثر کاظم اخوان رباط کریم 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


موضوعات مرتبط: حکایت
[ شنبه ششم آذر ۱۴۰۰ ] [ 15:35 ] [ مرضیه طیبی ]

امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: 

أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه إلا الرضا أن یدعوا الله فیستجاب له

کسی که در دلش هوایی جز خشنودی خدا خطور نکند من ضمانت می کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند.

کافی جلد2 صفحه62


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 17:59 ] [ مرضیه طیبی ]

امام صادق (ع):

السُّجُودُ عَلی طِینِ قَبرِالحُسَینِ علیه السلام یُنَوِّرُ اِلَی االاَرضِ السّابِعةِ وَ مَن کانَ مَعَهُ سُبحَةُ مِن طِینِ قَبرِ الحُسَینِ علیه السلام کُتِبَ مُسَبِّحا وَ إن لَم یُسَبِّح بِها.

سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نورباران می کند و کسی که تسبیحی از خاک مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد ،تسبیح گوی حق محسوب می شود، اگرچه با آن تسبیح هم نگوید.


موضوعات مرتبط: حکایت
[ چهارشنبه دهم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 13:16 ] [ مرضیه طیبی ]

امام حسین (ع):

بانیکی و کمک به نیازمندان نزدآنان جایگاهی برای خودبیابید،که آنان روز قیامت مقام و منزلتی دارند.

                                                                                                                                                                         کنزالعمال، جلد2


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 11:14 ] [ مرضیه طیبی ]

امام حسین(ع):

بی گمان، شیعیان ما دلهایشان از هر خیانت،کینه و فریبکاری پاک است.

                                                                                                                                            بحارالانوار جلد68صفحه156


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ پنجشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 11:42 ] [ مرضیه طیبی ]

درباره کاظم اخوان،رزمنده عکاس و خبرنگار که سال1361ربوده شد.

درباره کاظم اخوان، رزمنده عکاس که سال ۱۳۶۱ ربوده شد

رزمنده عکاس سال ۱۳۳۸، در سالروز ولادت امام کاظم (ع) چشم به جهان گشود. به همین میمنت پدرش که در بارگاه رضوی خادمی می‌کرد، نام مبارک کاظم را بر او نهاد.

 کاظم اخوان تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در مشهد گذراند و دو دیپلم علوم طبیعی و ریاضی گرفت. گاهی در کنار پدرش به زائران رضوی خدمت می‌کرد. این افتخار خانواده آن‌ها بود که نسل در نسل به خدمت امام هشتم (ع) مشغول بودند.

 

 

درباره کاظم اخوان، رزمنده عکاس که سال ۱۳۶۱ ربوده شد

 

 

او همانند بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش در صفوف مبارزات انقلابیون حضور داشت. همین شور و اشتیاق با او همراه بود تا اینکه با آغاز جنگ تحمیلی به اهواز شتافت. او در ستاد جنگ‌های منظم عضو شد و مقطعی را در کنار شهید مصطفی چمران به دفاع از میهن پرداخت. شمار عملیات‌هایی که او در کنار شهید چمران بوده به عدد ۷۰ می‌رسد. در همه این عملیات‌ها علاوه بر سلاح، دوربین عکاسی و فیلم‌برداری در دست داشت. تکاپوی او در جهاد چمران را متوجه او ساخته بود. به همین سبب هم‌رزمانش اخوان را «رزمنده عکاس» خطاب می‌کنند.

در واقع دوران دفاع مقدس بود که از این رزمنده چابک، عکاسی هنرمند پروراند و اخوان تبدیل به یکی از پدیده‌های عکاسی جنگ شد. عکس‌های او که در طول یک سال و نیم حضور مستمرش در جبهه به ثبت رسیده بود سندی برای آیندگان است. زاویه نگاهی که در عکس‌های به جامانده از او دیده می‌شود مشخص می‌کند که برای ثبت هر یک از آن‌ها شجاعانه در میدان نبرد حاضر بوده است. در نمایشگاه بزرگ عکس به مناسبت سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، که در موزه هنر‌های معاصر برگزار شد و در آن ۷۵ عکاس حرفه‌ای و آماتور شرکت داشتند، بنا به آرای بازدیدکنندگان به خاطر صمیمیت و ویژگی‌های خاص و تأثیرگذار در ثبت صحنه‌های بدیع و استثنایی، اخوان مقام اول را کسب کرد.

 

تیر ۱۳۶۱ بود که رژیم صهیونیستی به لبنان حمله گسترده زمینی، هوایی و دریایی کرد. اخوان تصمیم گرفت به لبنان برود و از آنجا عکاسی کند. قبل از ورود به بیروت، در پست بازرسی نیرو‌های فالانژ وابسته به صهیونیست‌ها، در ۱۴ تیر ۱۳۶۱ و در توطئه مشترک صهیونیست‌ها و فالانژ‌ها ربوده شد و از آن تاریخ تاکنون، وضعیت حیاتی او نامعلوم است. این عکاس هنرمند مشهدی به همراه احمد متوسلیان به این سفر بی‌بازگشت رفت که سرنوشت مشترکی پیدا کردند. هنوز همه دوستدارانش چشم انتظار خبری از او و همراهانش هستند.

 

 


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ یکشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 10:29 ] [ مرضیه طیبی ]

شخصی از امام علی (ع)پرسید:

بزرکترین گناه کبیره کدام است؟

آن حضرت در پاسخ فرمودند:

ناامیدشدن از رحمت الهی...

                                                                                                                                          میزان الحکمه،جلد4،صفحه280


موضوعات مرتبط: حکایت
[ دوشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 9:10 ] [ مرضیه طیبی ]

امام علی علیه السلام:

قلیلُ العِلمِ مَعَ العمل خیرٌ من کثیرِه بِلا عَمَلِ

دانش اندک با عمل، بهتر از دانش فراوان بی عمل است.

غررالحکم حدیث6772


موضوعات مرتبط: حکایت
[ یکشنبه سوم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 10:13 ] [ مرضیه طیبی ]

امیرالمومنین امام علی(ع):

هرکس خود رادرراه اصلاح نفس خویش،در رنج افکند،به سعادت دست پیدا خواهد کرد.

غررالحکم حدیث 8246


موضوعات مرتبط: حکایت
[ دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۰ ] [ 17:54 ] [ مرضیه طیبی ]

پیامبر اکرم (ص):

بدانید که بهترین انسانها کسانی هستند که دیر به خشم می آیند و زود راضی می شوند.

نهج الفصاحه صفحه243


موضوعات مرتبط: حکایت
[ جمعه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۰ ] [ 11:54 ] [ مرضیه طیبی ]

پیامبراکرم(ص):

هرچیزدارای سیماست

سیمای دین شما نماز است.

میزان الحکمه جلد6 صفحه273


موضوعات مرتبط: حکایت
[ چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۰ ] [ 8:37 ] [ مرضیه طیبی ]

امام رضا(ع):

یک کارنیک پنهانی باهفتادکارنیک( علنی )برابری می کند.

میزان الحکمه جلد4 صفحه340


موضوعات مرتبط: حکایت
[ سه شنبه هشتم تیر ۱۴۰۰ ] [ 18:53 ] [ مرضیه طیبی ]

سخنان گهربار

حضرت معصومه سلام الله علیها می فرماید:

برای هرچیز دارویی است وداروی گناهان استغفار است.

اصول کافی جلد2


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ شنبه بیست و دوم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 12:33 ] [ مرضیه طیبی ]

امام صادق(ع):

از فروتنی است که انسان به پایین مجلس رضایت دهد،

به هرکه برمی خورد سلام کند،

ودوست نداشته باشدکه اورا به پرهیزگاری بستانند.

میزان الحکمه


موضوعات مرتبط: مناسبت ها، حکایت
[ یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 20:16 ] [ مرضیه طیبی ]

احادیث تصویری (۱۰)

 

امام موسی کاظم(ع):

هرکه می خواهدکه قوی ترین مردم باشد به خدا توکل نماید.

فقه الرضا صفحه358


موضوعات مرتبط: حکایت
[ چهارشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 9:38 ] [ مرضیه طیبی ]

عکس پروفایل حدیث (۷)

امام علی(ع):

هیچ چیز مانند یادخدا،گره گشایی نمی کند.


موضوعات مرتبط: حکایت
[ دوشنبه سوم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 10:12 ] [ مرضیه طیبی ]

دهقان و شکارچی

یک دهقان و یک شکارچی با هم همسایه بودند. شکارچی سگی داشت که همیشه از خانه شکارچی فرار می‌کرد و به مزرعه و آغل دهقان می‌رفت و خسارتهای زیادی ببار می‌آورد. هر مرتبه دهقان به منزل شکارچی می‌رفت و از خسارت‌هایی که سگ او به وی وارد آورده شکایت می‌کرد. هر بار نیز شکارچی با عذرخواهی قول می‌داد که جلوی سگش را بگیرد و نگذارد دیگر به مزرعه وی برود. مرتبه بعد که همین حادثه اتفاق افتاد دهقان دیگر از تکرار حوادث خسته شده بود و بجای اینکه پیش همسایه‌اش برود و شکایت کند نزد قاضی محل رفت تا از طریق قانون شکایت کند. برای قاضی ماجرا را تعریف کرد.

قاضی هوشمند به وی گفت: «من می‌توانم حکم صادر کنم و همسایه را مجبور کنم تا تمام خسارت وارد آمده به شما را پرداخت کند. ولی این حکم دو نکته منفی دارد. یکی اینکه احتمالی که باز هم این اتفاق بیفتد هست، دیگر اینکه همسایه ات با شما بد شده برای خودت یک دشمن ساخته‌ای. آیا می‌خواهی در خانه‌ای زندگی کنی که دشمنت در کنار و همسایه تو باشد؟! راه دیگری هم هست، اگر حرف‌هایی را که به شما می‌زنم اجرا کنی احتمال وقوع حادثه جدید خیلی کمتر و در حین حال از همسایه‌ات بجای دشمن یک دوست و همیار ساخته‌ای

دهقان گفت: «اگر اینطور است حرف شما را قبول می‌کنم

ولی هنگامی که قاضی به وی گفت که چه کاری باید انجام دهد عصبانی شد و گفت: «من تا حالا این همه ضرر داده‌ام، می‌خواهید که من دیگر چکار کنم؟

قاضی به وی گفت: «ولی شما قول دادی به حرف من گوش داده و آنرا اجرا کنی

دهقان حرف قاضی را قبول کرد. به مزرعه خویش رفت و دو تا از قشنگ‌ترین بره‌های خودش را از آغلش برداشت و به خانه شکارچی رفت. دهقان در زد، شکارچی در را باز کرد و با قیافه عبوسی به وی گفت: «سگ من دیگر چکار کرده؟»

دهقان در جواب، به شکارچی گفت: «من آمدم از شما تشکر کنم که لطف کردید و سعی کردید جلوی سگ‌تان را بگیرید که به مزرعه من نیاید. بخاطر اینکه من چندین مرتبه مزاحم شما شده‌ام دو تا بره به عنوان هدیه برای فرزندان شما آوردم

شکارچی قیافه‌اش باز شد و شروع به خنده کرد و گفت: «نه شما باید ببخشید که سگ من به مزرعه شما آمده

با هم خداحافظی کردند. دهقان وقتی داشت به مزرعه اش برمی‌گشت صدای شادی و خوشحالی فرزندان بابت هدیه‌ای که به آنها داده بود را می‌شنید

دهقان روز بعد دید همسایه‌اش خانه کوچکی برای سگش درست کرده که دیگر نتواند به مزرعه وی برود. چند روز بعد شکارچی به خانه دهقان آمد و به عوض هدیه‌ای که به وی داده بود، دو تا بز کوهی که تازه شکار کرده بود را به دهقان هدیه داد و با صورتی خندان گفت چقدر فرزندانش خوشحالند و چقدر از بازی با آن بره‌ها لذت می‌برند و اگر کاری در مزرعه دارد با کمال میل به وی کمک خواهد کرد.


موضوعات مرتبط: حکایت
[ سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴ ] [ 16:27 ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آدرس: رباط کریم، بلوار مصلی، خ. سجاد
تلفن: 56215353
مدارک لازم جهت عضویت: 1. عکس (یک قطعه) 2. کارت شناسایی معتبر 3. مبلغ 55000 ریال
لینک های مفید
امکانات وب